با علی در خنده ها بودن شرط نیست، ای "خودم" گریه ها در پیش رو است!
جمعی "n" نفره از مخلصین یک محله ای از تهران را می شناسم که آدرس قبله ی قلبشان خانه "سید علی خامنه ای" است، این ها که در کله مبارک فقط هوای شهادت دارند را سال هاست خوب خوب از نزدیک دیده ام.
بر خلاف تصور بخشی دیگر از جامعه این جماعت به شدت نترس است و این نترس بودن البته ربطی به دو دو تای این دنیایی ندارد.

این آدم ها که می گویم به وقت نام بردن از "آقا" ناراحت می شوند اگر با احترام رفتار نکنی و بارها دیده ام که چگونه ابراز محبت شان به ایشان زیاد و وصف ناپذیر است.
خیلی ها اما به راحتی به این افراد انگ های مختلفی می زنند که البته همه اش دروغ است.
دوست داشتم از این افراد باشم ولی این کارها که این ها می کنند ایمان زیادی می خواد که من ندارم.
جالب است همه مدل آدمی هم دارند از تحصیلکرده تا کارگر و ... یکی شان راننده تاکسی است که روی شیشه ی جلوی ماشینش نوشته: "باعلی در بدر بودن شرط نیست، ای برادر نهروان در پیش رو است"