به یاد پارسال این موقع
آقای محمدرضا باقری بخواند:

به یاد آن شب اولی که جانم به لبم آمد و دوباره برگشت.
به یاد بغضی که وقتی به گریه تبدیل شد، جگر سوز بود...
به یاد ذکر یاعلی در جشن ولادت کاروان در هتل...
به یاد ذکر لعن علی عدوک یا علی در آن روز...
به یاد قراری که با مادر سادات گذاشتم و امسال هدیه اش را می گیرم. ان شاالله.
و البته به یاد زیارت عاشواری روز آخر مدینه با ...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 16:57 توسط مسعود فروغی
|