آقای محمدرضا باقری بخواند:

سال گذشته در چنین زمانی البته به زمان قمری این بنده بدخت و نوکر رو سیاه حضرت زهرا(س) در مدینه بودم.

به یاد آن شب اولی که جانم به لبم آمد و دوباره برگشت.

به یاد بغضی که وقتی به گریه تبدیل شد، جگر سوز بود...

به یاد ذکر یاعلی در جشن ولادت کاروان در هتل...

به یاد ذکر لعن علی عدوک یا علی در آن روز...

به یاد قراری که با مادر سادات گذاشتم و امسال هدیه اش را می گیرم. ان شاالله.

و البته به یاد زیارت عاشواری روز آخر مدینه با ...