حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزارن سازندگی، برای چندمین بار متوالی طی چند ماه گذشته با شکستن حریم های فضای سیاسی کشور به به هم زدن آرامش موجود در رقابت های انتخاباتی برای مجلس هشتم دست زد.

 

مرعشی که دوره جدید حملات چشم بسته خود را از ماجرای سهمیه بندی بنزین اغاز کرده بود در تابستان سال جاری برای اولین بار به واقعیت های کم و بیش موجود در حزب مطبوع و شاید هم جناح مطبوع خود اشاره کرد و در جمله ای تاریخی در مرحله اول، خود و حزبش را «لیبرال دموکرات مسلمان» خواند و در مرحله دوم اسلام را فاقد نظام های سیاسی، اقتصادی و ... دانست.

 

از دست قضا همین مرعشی که وظیفه اش را در ابتدای این متن آوردیم مسئولیتی خطیر در حزب کارگزان دارد و بدیهی است این مسئولیت چه معنا و مفهومی دارد. ولی از آنجا که ما شاید با عجله از نام این پست بگذریم باید با خطی بزرگ نوشت که: آقای مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران با شناسنامه و پیشینه مشخص است.

 

این یعنی جناب آقای سخنگو حداقل باید حرفی را که بر زبان می آورد با چند تن از اعضای حزب مذکور و با حداقل همفکرانش در میان بگذارد... بگذریم!

 

و اما حالا که شرایط کشور به جهت فرا رسیدن 30امین فجر انقلاب اسلامی و در پیش بودن هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی مهم است معنی حرف های مرعشی در انکار اهمیت مسئله فلسطین برای مردم ایران چیست؟

 

در شرایط موجود برای انقلاب اسلامی و در حالی که فشارهای خارجی برای به زانو در آوردن انقلاب مانند 30 سال گذشته که شاید بدتر از ان ادامه دارد و برای این کار از هر حربه ای سود می جویند معنی خط شکنی های مرعشی چیست؟

 

آیا آن زمان که جرج بوش در نطق های گوناگونی از حمایت دولتش از اصلاح طلبان در ایران رسما دفاع می کند باید به فکر فرو رفت که منظور وی چه کسانی هستند؟

 

در یک بررسی اجمالی در حال و روز فعلی کشور براحتی قابل مشاهده است که سرعت و شتاب موجود در سیستم انقلاب اسلامی به سوی پیشرفت و در مقابل آن افول دشمنان  انقلاب اسلامی در عرصه های گوناگون به طوری از تئوری محو ایران به عنوان پیشگام اسلام انقلابی به تئوری «گفتگو راه حل آخر است» رسیده اند مجال تصمیم گیری را از دشمنان قسم خورده انقلاب گرفته است و روز به روز عرصه بر آنها تنگتر میشود.

 

پس بدیهی است اگر در این لحظات که دشمن خود را در تنگنا می بیند با اعمال فشار بیشتر به سیستم انقلاب اسلامی سعی کند آخرین روزنه های امید را برای خود باز نگه دارد و به ساده ترین و الته تاثیر گذار ترین روش باید به فکر داخلی های معاند بود!

 

در این بین افرادی همچون مرعشی که در سیستم ناقص سال های اولیه انقلاب به لطف بعضی نزدیکی ها با حداقل سواد تحصیلی و کمترین سن وسال به بالاترین مقام های کشوری میرسند در حالی که شایستگی به کمترین حد در این ماجرا تاثیر ندارد بیشترین پتانسیل را برای ایفای نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می کنند.

 

نکته اصلی و اما مهم این است که نسبت این افراد با این مختصات کارکردی برای دشمن با افراد سابقه دار در انقلاب اسلامی چیست؟