تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic لطفا در این مکان توقف کنید - براي عدالت دعا كنيد
مثلا برای رفع خستگی

  سلام؛ اگر احساس مي كنيد حالتان زياد خوب نيست اين مطلب را نخوانيد وباز؛ اگر احساس مي كنيد، حالتان خيلي خوب است اين مطلب را نخوانيد.
در طول زندگي، آنچه بيش از همه ما انسان ها-اعم از خوب مثل شما و بد مثل من- را آزار مي دهد، پارادوكس ها است. گرچه براي درك اين مسئله فهم زيادي لازم نيست اما باز جهت يادآوري بي خاصيت نيست بدانيم كه آن همه خستگي ذهني و بعد از آن جسمي شما معلول دليلي است به نام تناقض! براي نمونه؛ آن وقت كه شما از اخلاق بد يك دوست يا يك آشنا و يا يك غريبه ناراحت ميشويد در واقع اين يك پارادوكس بزرگ است با آن همه خوبي كه شما درباره يك اخلاق خوب حسش كرده ايد و البته قبولش داريد. براي نمونه هاي ديگر؛ احساس گناه، آلودگي ها(صوتي و...)و هزاران چيز ديگر كه شما را آزار مي دهد، پارادوكس هاست و يا نمونه هاي ديگري همچون حقيقت دروني ما انسان ها و قس علي هذا.
اين ها همه مشكلات من و شما هستند و دقيقا همان هايي هستند كه ما از آن ها فراري هستيم و به خونشان تشنه... ولي اصل مشكل انسان اين جا نيست. كليد واژه هاي ذهن بشر به حكم خداوندش آن قدر معلوم و واضح و كم عددند كه به راحتي آب خوردن دست يافتني و فهميدي اند.
شور وحال انسان ها در طول تاريخ را بررسي كه نه، يك نگاه كوتاه كن: آن جا كه بالاي سر ميدان شهر ها به احترام آزادي و عدالت و... تابلو نصب كرده اند، نور كاميابي در چشمان مردمانش برق ميزند.براي همين است كه قبله قلب ارادتمندان خداي عزوجل سوي جايگاه نوراني مرد عدل-حضرت امير عليه السلام- است
اگر اهل حال گيري از امثال ما نيستيد، تا كنون بايد مهر تاييد تان را بر پايين اين مطلب زده باشيد. چه آنكه بزرگ سختي و تلخي كام ما انسان هاي فرزند آدم، همان جاست كه يا براي آزادي مان شاخ وشونه كشيده اند يا از پشت به عدالتمان خنجر زده اند و هر جا در چشمان ما غضب و خشم نمود پيدا كرد حتما بايد دنبال وجهي از تناقض با مسائل بالا كه حرف و بحثش آمد، گشت.
حالا اما اتفاق هاي روزگار ما كه نماد همان ژارادوكس هاست باز كاممان را تلخ و قلبمان را جريحه دار كرده است.چون آن جا كه بايد لااقل به احترام عدالت نيم خيز شد، مردان عدالت ككشان هم نمي گزد ولي آن جا كه بايد تيغ عدالت را براي نا اهلان تيز كنند شرف عدالت را به باد فنا مي دهند
القصه براي ما آورده اند كه؛19 جوانك دانشجوي امثال ما، در شيرازِ ايران زمين به عشق دستگيري از عدالتِ مهجورِ آن ديار در يك ماجراي برج سازي آستين همت بالا مي زنند و فرياد وا عدالتا سر مي دهند و يا علي گويان به جنگ آقايان مفسد اقتصادي رهسپار مي شوند .... اما تا چند قدمي فتح اين سنگر هاي پوشالي كه مي رسند مردان قوه قضاييه به جاي لبيك به پيگيري مطالبه دانشجويان كه همانا حال گيري از مجرمان احتمالي آسمان خراش است، يقه شاكي هاي دنبال حق را مي گيرد كه ”فعلا شما در بازداشت باشيد تا بعد“!!! اگر در اين روزگار نبودم و از لسان مبارك مباركترين آدم ها مي شنيدم هم باورم نمي شد كه دقيقا چند روز بعد از همين جابجاي مجرم و شاكي!!! همان دستگاه و همان قوه محترم براي كسي كه به اذعان وزارت اطلاعات مجرم است، حكم تبرئه زده است.
آش شوري است نه؟! آخر حكم بازداشت 19 دانشجويي كه مي گويند در فلان جا ذبح غير شرعي(!) و غير قانوني(!) عدالت شده است كجا؟ و حكم تبرئه كسي كه مي گويند پشتش گرم است ولي مجرم است كجا؟! براي دانشجويان شيرازي شاخ و شونه مي كشند ولي براي يار غار بعضي آقايان يا آقا زاده ها جلسه غير علني برگزار مي كنند. درست است، موسويان عضو سابق تيم هسته اي است اما حالا به صراحت از سوي منابع اطلاعاتي مجرم است و به هر صورت اطلاعاتي را به بيگانگان داده است . آن جوانان شيرازي هم فقط روضه عدالت خوانده اند و كسي را اخطار پشت پرده نداده اند چون اساساً آن ها پرده اي جز برپاداري شعائر اسلامي نمي شنا سند كه اگر مي شناختند چه بسا خانواده شان تهديد نمي شد و يا شايد قضيه چيز ديگريست و اين وسط مردم را بي خيال، بگذار هر چقدر دلشان مي خواهد فرياد بزنند و فشار تحريم ها را تحمل كنند كه نهايتاً چه؟ ”انرژي هسته اي حق مسلم ماست“ و آقا يا آقاياني پيدا مي شوند كه زير نظر لابي هاي زر و زور و قدرت و ثروت و هر چيزي كه مخالف عدالت است قلدر مآبانه با فروختن اطلاعات و هويت اين ملت به دشمنان هميشگي شان پوزخند و قهقهه اي مستانه را نثار تمامي مجاهدت هايشان نمايند و 28 سال مقاومت اين مردم را به حالت تعليق در بياورند، بيچاره مردم!.
اما هميشه مردم دوستان فهيم و اين كاره اي هم داشته اند كه مي دانند بحث بر سر چيست اما دريغا كه اين محبين ملت غريب و تنهايند... طلبه سير جاني را كه ديگر بيخيال! مگر نه اينكه زمين خواري بد است و بايد با كساني كه اين كار را مي كنند برخورد كرد؟ پس ديگر حكم بازداشت طلبه اي كه بر ضد اين كار علم عدالت برداشته است چه صيغه اي است؟ چطور مي شود زير پاي كسي كه دست نااهلان را در ماجراي زمين خواريي رو كرده است پوست موز انداخت ولي بعد از سال ها تكليف بزرگ مرد عرصه مفاسد اقتصادي، شهرام جزايري (خداوند بر كراماتشان بيفزايد!) را روشن نكرد. اين ها همان پارادوكس هايي است كه هر انسان آزاد انديشي را آزار مي دهد.
چه بنويسم و چه بگويم كه هميشه خائنين به ملت بسيارند و حافظين از حقوق مردم كم و ناچيز و صد البته تنها خود مردمند كه بايد از حق خود دفاع كنند چرا كه حداقل همان عده قليل هم چشم اميدشان به همين مردم است زيرا كه اعتقادشان ”مردم سالاري ديني“ است نه ”مردم سواري“ مثل برخي آقايان! لذا علي رغم اينكه چندين بار سنگ اين فساد ها را به سينه زده ايم بر خود لازم مي دانم به ذكر چند نمونه ديگر ولو در حد تيتر اكتفا كنم و ما بقيش كه قصه اين پايمال شدن ها چيست با خودتان .
جدا ديگر رويمان نمي شود يادي از ”موسسه 300 ميلياردي فرهنگ و توسعه ” ،“سلطان شكر“،“آقازاده هاي ....“ كنيم؛ شما خودتان اگر حال داريد پيگيري كنيد.
نوشته شده توسط مسعود در ساعت 16:52 | لینک  |